حکایتی جدید از تو
اینقدر خوابندن تو برامون مهم شده و من ضربه های ریز نوازشگری به پشتت میزنم که از ریتم اون ضربه بخوابی که این کار شده ملکه ذهن تو داری مدام همه چبز رو میخوابونی....... از جعبه دارویی که عکس بچه روی آن هست تا بشقاب و انواع اسباب بازی ها و بسته بیسکویت و خلاصه در حال خوابندن همه اشیاء هستی هر از گاهی هم من و بابات رو میخواهی بخوابونی آخه این هم شد زندگی ..............دوستت داریم .......................... 1 خرداد 1390 ...
نویسنده :
عاشق اصالت سرزمینم ایران
2:02




